تاریخ: جمعه 1 آبان 1388 - 21:38 عنوان: فرهنگ لغات زلزله
منبع: http://www.iranlarzeh.com/public/glossary.html
Acceleration
شتاب: تغییر سرعت , شتاب نامیده می شود. به هنگام وقوع زمین لرزه نیز شتاب ایجاد می شود. شتاب اوج، بزرگترین شتاب ثبت شده در ایستگاه به هنگام وقوع زلزله است.
Accelerogram
شتاب نگار: ثبت شتاب زمین به هنگام وقوع زلزله
Accelerograph
شتاب نگاشت: وسیله ای است که شتاب زمین را به هنگام وقوع زمین لرزه ثبت می کند که Accelerometer هم نامیده می شود.
Accretionary wedge
گوه های افزایشی : رسوبات یا لایه بالایی روی یک ورقه تکتونیکی که به هنگام برخورد ورقه های اقیانوسی و قاره ای تجمع یافته و دگر شکل می گردند.این رسوبات از روی پوسته اقیانوسی فرو رونده تراشیده شده و به لبه ورقه قاره ای افزوده می شوند.
Active fault
گسل فعال :گسلی است که احتمال دارد در اینده, زلزله دیگری را ایجاد کند. اگر گسلی در ده هزار سال گذشته یک بار و یا بیشتر حرکت ایجاد کرده باشد به عنوان گسل فعال در نظر گرفته می شود.
Aftershocks
پس لرزه : به زمین لرزه هایی گفته می شود که پس از زلزله اصلی به وقوع می پیوندند.این زلزله ها کوچکتر از زمین لرزه اصلی هستند و به اندازه یک تا دو برابر طول گسل دورتر از جایگاه گسل اصلی رخ می دهند.به طور کلی، زمین لرزه های بزرگتر،پس لرزه های بیشتر و بزرگتری هم دارند که تا مدت زمان طولانی تری به وقوع می پیوندند.
Alluvium
آبرفت :گراول، ماسه،سیلت ویا رس سخت نشده که توسط جریانهای رودخانه ای نهشته می شوند.
Amplification
تشدید: اغلب زمین لرزه ها کوچک هستند. در حقیقت آن قدرکوچکند که کسی آنها را حس نمی کند. برای اینکه لرزه شناسان بتوانند حرکات زمین را در زلزله های کوچک بررسی کنند باید حرکات ثبت شده تقویت و تشدید شوند. این کار شبیه دیدن جسمی از پشت یک ذره بین است و به مقدار بزرگنمایی ایجاد شده تشدید یا Amplification گفته می شود.لرزش در یک محل ممکن است با تمرکز انرژی لرزه ای در اثر هندسه ساختار سرعتی مانند توپوگرافی زیر زمین یا توپوگرافی سطحی، تشدید شود.
Amplitude
دامنه: اندازه جنبشها در یک ثبت زمین لرزه ای
Arc
کمان: رشته ای از آتشفشانها (کمان آتشفشانی( ، هنگامی تشکیل می شوند که یک ورقه اقیانوسی با یک ورقه قاره ای برخورد کرده و به زیر آن رانده می شود(فرو رانش(.
A seismic
غیر لرزه ای: گسلی است که هیچ زمین لرزه ای بر روی آن مشاهده نشده است.
Asperity
تکه های پایدار : محدوده ای از گسل که گسیخته نمی شود.
Asthenosphere
سست کره: بخش خمیری زمین که درست زیر سنگ کره (Lithosphere) قرار گرفته و گوشته زیرین را در بر می گیرد.آستنوسفر حدود 180کیلومتر ضخامت دارد.
Attenuation
کاهیدگی : وقتی شما یک قلوه سنگ را در استخر پرتاب می کنید، روی سطح امواجی را ایجاد می کند که از محل برخورد سنگ در سطح آب دور می شوند. این امواج به هنگام تشکیل ، بزرگترین اندازه را دارند و با دور شدن ،به تدریج کوچکتر می شوند.این کاهش اندازه یا دامنه امواج کاهیدگی (Attenuation) نامیده می شود.
این مطلب آخرین بار توسط admin در جمعه 1 آبان 1388 - 21:50 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
Back arc
پشت کمان : ناحیه به سمت قاره یک رشته آتشفشانی (کمان آتشفشانی) در سیستم فرورانش.
Basement
پی سنگ : سنگهای آذرین و دگرگونی سخت و معمولا قدیمی که در زیر توالی رسوبی اصلی یک منطقه قرار می گیرد و به سمت پایین تا قاعده پوسته ادامه دارد.
Bedrock
سنگ بستر: سنگهای نسبتا سخت و مستحکمی که معمولا در زیر سنگها ، رسوبات یا خکهای سست تر قرار می گیرد.
Benioff zone
زون بنیوف: زون لرزه ای صفحه ای وشیب داری است که در اثر برخورد ورقه اقیانوسی فرورونده با ورقه قاره ای ایجاد می شود.این زلزله ها در اثر لغزش در طول گسلهای تراستی فرورانش یا لغزش روی گسلهایی که در اثر خمش و کشیدگی در ورقه فرورونده که به درون گوشته رانده می شود ایجاد می شوند. زون واداتی ـ بنیوف هم نامیده می شود.
Blind thrust fault
گسلهای راندگی کور: گسل تراستی است که بر روی سطح زمین گسیختگی ایجاد نمی کند. بنابراین هیچ شاهدی از آن بر روی زمین وجود ندارد و در زیر بالاترین لایه های سنگی پوسته مدفون است.
Body wave
موج پیکری : موج لرزه ای که ازبخشهای درونی زمین حرکت می کند ، در مقابل امواج سطحی که نزدیک سطح زمین حرکت می کنند. امواج P و S مثالهایی از این امواج هستند. هر نوع موج زمین را به شیوه متفاوتی می لرزاند.
Brittle – Ductile boundary
مرز ترد- نرم :عمقی که رفتارپوسته از حالت شکننده (در بخشهای بالایی) به شکل پذیر(در بخشهای زیرین ) تغییر می کند.کثر زمین لرزه ها در بخش شکنای پوسته ، در بالای مرز شکننده- خمیری، رخ می دهند.
C age date
تعیین سن کربن 14: سن مطلق به دست آمده از موادی که حاوی خرده ها یا ذرات کربن هستند، به منظور تعیین نسبت کربن رادیوکتیو (کربن 14) به کار می رود. این سنها مستقلا با سنهای تقویمی سنجیده می شوند. این روش برای تعیین زمان رخداد زمین لرزه هایی که در گذشته بر روی گسل رخ داده اند به کار می رود.
Compressional stress
تنش فشارشی: تنشی است که باعث فشردگی اجسام می شود.تنش فشارشی مولفه تنش عمودی وارد بر یک سطح ،نظیر سطح گسل، می باشد که حاصل نیروهای عمودی اعمال شده بر سطح یا حاصل نیروهای اعمالی از سنگهای مجاور می باشد.
Compressional wave
موج فشارشی : موج P را ببینید.
core
هسته: درونی ترین بخش زمین. هسته خارجی از عمق 2500تا 3500 مایلی زیر سطح زمین بوده و از فلزات مایع تشکیل شده است.هسته داخلی از عمق 500 مایلی تا مرکز زمین بوده و از فلزات جامد تشکیل شده است.
Creep
خزش: حرکت آهسته و کما بیش مداومی که به علت آغاز دگرشکلی تکتونیکی روی سطح گسل رخ می دهد.گسل هایی که حرکت خزشی دارند زمین لرزه های بزرگی ایجاد نمی کنند.
Crust
پوسته : خارجی ترین لایه زمین ،که ضخامت آن از 10تا65کیلومتر در تغییر است.15تا 35 کیلومتر بالایی پوسته آنقدر شکننده است که زمین لرزه ایجاد کند.
Dip
شیب: زاویه انحراف یک صفحه مسطح (مثل سطح یک گسل) از افق.
Dip slip
شیب لغز
Displacement
جابجایی : تفاوت میان موقعیت اولیه یک نقطه مرجع و موقعیت بعدی آن.هر نقطه بسته به میزان اثر پذیری از زلزله ،نسبت به جایی که قبل از زمین لرزه قرار گرفته بود جابه جا می شود.
Deformation
دگرریختی : تغییر در شکل اولیه و اصلی مواد.وقتی درباره زمین لرزه صحبت می کنیم،دگرشکلی به علت استرس و استرین است. _________________ فروشگاه سایت :
Earthquake
زمین لرزه: این اصطلاح هم برای توصیف لغزش ناگهانی روی گسل به کار می رود و هم برای لرزش ناشی از آن و هم برای انرژی لرزه ای آزاد شده در نتیجه لغزش،یا فعالیت ولکانیکی یا ماگماتیکی یا هر نوع تغییر استرس ناگهانی دیگر در زمین.
Earthquake hazard
خطر زمین لرزه ای: هر نوع خطر همراه با زلزله که فعالیت طبیعی انسان ها را مختل کند.این خطرات شامل گسلش سطحی، جنبش زمین،زمین لغزش،آبگونگی،دگرشکلی تکتونیکی،سونامی وسیچ می باشد.
Earthquake risk
ریسک زمین لرزه: خسارات احتمالی ساختمانها و تعداد انسانهایی که انتظار می رود در زمین لرزه احتمالی ناشی از یک گسله کشته شده و یا آسیب ببینند.گاهی اوقات ریسک زمین لرزه و خطر زمین لرزه به جای هم به کار می روند.
Epicenter
کانون زمین لرزه: نقطه ای روی سطح زمین است که به طور قائم در بالای نقطه ای که در پوسته گسیختگی لرزه ای رخ داده قرار دارد. _________________ فروشگاه سایت :
Fault
گسل: شکستگی است که در هر دو طرف آن بلوکهای پوسته ای به موازات گسیختگی نسبت به هم حرکت می کنند.گسلهای امتدادلغزشکستگیهای عمودی(یا تقریبا عمودی) هستند که در آن بلوکها اغلب به صورت افقی حرکت می کنند. اگر بلوک روبه روی بیننده به سمت راست حرکت کند، نوع لغزش راست بر نامیده می شود.اگر بلوک به سمت چپ حرکت کند ، حرکت چپ بر نامیده می شود.گسلهای شیب لغز شکستگیهای شیب داری هستند که در آنها بلوکها اغلب به صورت قائم حرکت کرده اند. اگر توده سنگی بالای سطح گسلی به سمت پایین حرکت کند گسل عادی نامیده می شود. در حالی که اگر سنگهای بالای سطح گسلی به سمت بالا حرکت کنند گسل معکوس(تراستی) نامیده می شود.گسلهای مورب لغز مولفه های هر دو نوع لغزش را دارند.
Fault creep
خزش گسل : خزش را ببینید.
Fault gouge
گوژ گسل: سنگهای خرد شده ای هستند که به هنگام حرکت گسل در اثر اصطکک بین دو بلوک گسلی ایجاد می شوند.
Fault plane
سطح گسل : سطح مسطحی که به هنگام وقوع زمین لرزه در طول آن لغزش ایجاد می شود.
fault – plane solution
محلول سطح گسل: روش نمایش گسل وجهت لغزش روی آن در یک زمین لرزه، با استفاده از دو منحنی متقاطع که شبیه توپهای ساحلی هستند.
Fault scarp
افراز گسل : عارضه ای روی سطح زمین که شبیه پله بوده و در اثر لغزش روی گسله به وجود می اید.
Fault trace
اثر گسل: تقاطع یک گسل با سطح زمین. همچنین خطی است که معمولا روی نقشه های زمین شناسی برای نمایش گسل کشیده می شود.
First motion
حرکت نخست : بر روی سیزموگرام،جهت جنبش زمین به صورت موج P به سیزمومتر می رسد.در ناحیه منشا حرکت زمین به طرف بالا بیانگرکشش بوده و حرکت به طرف پایین فشارش را نشان می دهد.
Focal depth
ژرفای کانونی : به عمق هیپوسنتر زمین لرزه اطلاق می شود.
Focal – mechanism solution
حل ساز و کار کانونی : حل سطح گسل را ببینید.
Focus
کانون: هیپوسنتر را ببینید.
Before arc
پیش کمان: ناحیه میان زون فرورانش و رشته ولکانیکی(کمان ولکانیکی).
Foreshocks
پیش لرزه : پیش لرزه ها زمین لرزه های نسبتا کوچکی هستند که قبل از زمین لرزه اصلی که Main shock نامیده می شود رخ می دهند.همه زمین لرزه ها پیش لرزه ندارند.
Frequency
بسامد : تعداد دفعاتی که حادثه ای در یک فاصله زمانی مشخص رخ می دهد،مثل لرزش زمین به هنگام وقوع زمین لرزه به طرف بالا و پایین یا جلو و عقب . _________________ فروشگاه سایت :
(G )
شتاب گرانش یا: نیروی گرانش است(شتاب 78/9 متر بر مجذور ثانیه).به هنگام زمین لرزه می توان نیروهایی را که در اثر لرزش ایجاد می شود به صورت درصدی از نیروی گرانش یا درصدی از Gاندازه گیری کرد.
Geodesy
ژئودزی: علم تعیین اندازه و شکل زمین و موقعیت دقیق نقاط روی سطح آن.
Geodetic
ژئودتیک: اشاره به تعیین اندازه و شکل زمین و موقعیت دقیق نقاط روی سطح آن.
Geology
زمین شناسی : مطالعه سیاره زمین، موادی که زمین از آن ساخته شده، فرایندهایی که روی این مواد عمل می کنند، محصولاتی که تشکیل می شوند، و تاریخچه سیاره و حیات آن از ابتدای پیدایش.
Geomorphology
زمین ریخت شناسی : مطالعه ویژگی و منشا عوارض زمین،نظیر کوهها،دره ها وغیره.
Geophysics
ژئوفیزیک : مطالعه زمین با روشهای فیزیکی.
Geotechnical
ژئوتکنیکی: اشاره به کاربرد روشهای علمی و اصول مهندسی برای به دست آوردن دانش و اطلاعات از مواد زمین ،تفسیر کردن این اطلاعات و به کار بردن آن برای حل مسائل مهندسی.
Gravity
گرانش : جاذبه میان دو جسم،مثل زمین و جسمی روی سطح آن.معمولا به صورت شتاب جاذبه عنوان می شود.تغییرات جاذبه برای به دست آوردن اطلاعاتی درباره ساختار لیتوسفرزمین و گوشته بالایی آن به کار می رود.
Graben
فروبوم : بلوک فرو افتاده پوسته زمین که در اثر کشش پوسته به وجود می اید.هورست را هم ببینید.
Ground failure
گسیختگی زمین : اصطلاح کلی برای زمین لغزش،آبگونگی،گسترش جانبی و عوارض دیگر لرزش که پایداری زمین را تحت تاثیر قرار می دهند.
Ground motion
جنبش زمین : حرکت سطح زمین در نتیجه زمین لرزه یا انفجار.جنبش زمین ناشی از امواجی است که در نتیجه لغزش ناگهانی روی گسل یا فشار ناگهانی در سرچشمه انفجاری ایجاد می شوند.این امواج دردرون زمین و در طول سطح آن حرکت می کنند. _________________ فروشگاه سایت :
Half Space
مدل ریاضی که هنگام انجام بعضی محاسبات در لرزه شناسی برای تخمین زمین به کار می رود.این مدل از مدل واقعی زمین ساده تر است.
Harmonic tremor
لرزش موزون : زمین لرزه های ریتمیک مداومی که توسط سیزموگرافها مشخص می شوند.لرزش های موزون اغلب زودتر از انفجارهای آتشفشانی یا همراه آنها رخ می دهند.
Hazard
خطر : خطر زمین لرزه ای را ببینید.
Hertz
هرتز : واحد فرکانس.پدیده رخ داده در هر ثانیه در یک چرخه.
Holocene
هولوسن: به فاصله زمانی ،بین عهد حاضر و ده هزار سال قبل،گفته می شود.در مورد سنگها و گسلها این اصطلاح زمان تشکیل سنگ یا زمان آخرین لغزش گسل رانشان می دهد.گسلهای هولوسن معمولا گسلهای فعالی هستند.
Horst
فرابوم : بلوک بالا آمده ای که بین بلوک گسلی پر شیب قرار می گیرد.گرابن را هم ببینید.
Hypocenter
کانون ژرفی : نقطه ای در ون زمین که گسیختگی لرزه ای از آنجا شروع می شود.معمولکانون نامیده می شود. _________________ فروشگاه سایت :
Intensity
شدت: عددی که(به صورت اعداد رومی نوشته می شود) شدت زمین لرزه را بر مبنای اثرات آن روی سطح زمین ، انسانها و ساختمانهای آنها نشان می دهد.مقیاسهای متفاوتی وجود دارد،اما رایج ترین آنها در ایالات متحده مقیاس اصلاح شده مرکالی و مقیاس روسی- فورل است.در یک زمین لرزه، بر خلاف بزرگی که فقط یک عدد است ،بسته به جایی که هستید،شدتهای مختلفی وجود دارد.
Intraplate and Interplate
درون ورقه ای و بین ورقه ای : اصطلاح درون ورقه ای مربوط به فرایندهای درون ورقه های پوسته است. اصطلاح بین ورقه ای مربوط به فرایندهای بین ورقه هاست.
Interplate coupling
جفت شدگی بین ورقه ای : توانایی گسل بین دو ورقه برای قفل شدگی و تجمع استرس است.جفت شدگی بین ورقه ای شدید به این معناست که گسل قفل می شود و قادر به ذخیره کردن استرس است،در حالی که جفت شدگی ضعیف به این معناست که گسل قفل نمی شود و تنها قادر به ذخیره مقادیر استرس اندکی است.
Isoseismic
خطوط هم لرزه: کنتور یا خطی روی نقشه که نقاط هم شدت دریک زمین لرزه ویژه را محدود می کند. _________________ فروشگاه سایت :
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3بعدی
صفحه 1 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید